به یاد یاران مفقودالاثر
مادرم هر بار برگ لالهاى بو مىکند
کوچههاى منتظر را آب و جارو مىکند
باغ از بوى نجیب یاسمن پر مىشود
یادگار سینهى سرخش گل به گیسو مىکند
شبنم شعر عطش، از برگ باور مىچکد
تا فلق، تبلیغ پرواز پرستو مىکند
هر سحر از سمت خوبیها، نسیمى مىوزد
گرد دل را مىتکاند، عشق را رو مىکند
تا پدر یک لب تبسم، بین ما قسمت کند
صبر را با خون دل، سنگ ترازو مىکند
این طرف از سینهها هیهات جارو مىشود
قاصد ابهام آن سوتر هیاهو مىکند
با عطش با زخم باید عهد را تجدید کرد
ورنه، دل با لاى لاى عافیت خو مىکند
نویسنده روایت شهید حسن... در یکشنبه 91/3/21 |
نظر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...